تبليغاتX
سرگذشت یک شیمیدان
سرگذشت یک شیمیدان
نگارش در تاريخ دوشنبه یکم خرداد 1391 توسط حسین

متن سنگ قبر کوروش کبیر:

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

***

متن سنگ قبر پروین اعتصامی:

آنکه خاک سیه اش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه تلخی از ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است

***
متن سنگ قبر فروغ فرخزاد:

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

واز نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی برای من م

ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

***
متن سنگ قبر فریدون مشیری:

سفر تن را تا خاک تماشا کردی

سفر جان را از خاک به افلاک ببین

گر مرا می جویی

سبزه ها را دریاب با درختان بنشین


***
متن سنگ قبر فردینبر:

تربت پاکت بنشینم غمناک

کوهی زهنر خفته بینم در خاک

از روح بزرگ هنریت فردین

شاید مددی به ما رسد از افلاک



***

متن سنگ قبر بابک بیات:

سکوت سرشار از ناگفته هاست

***
متن سنگ قبر خسرو شکیبایی:

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد

عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

***
متن سنگ قبر حافظ:

بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

***
متن سنگ قبر سهراب سپهری:

به سراغ من اگر می آیید

نرم وآهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

***
متن سنگ قبر منوچهر نوذری:

زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی

چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

***
متن سنگ قبر وینستون چرچیلمن:

برای ملاقات با خالقم آماده ام

اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

***
متن سنگ قبر اسکندر مقدونی:

اکنون گور او را بس است

آنکه جهان اورا کافی نبود

***
متن سنگ قبر نیوتن:

ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود

خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید…..

وهمه روشن شد

***
متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده):

بهترین ها هنوز در راهند

انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند


***

متن سنگ قبر ویرجینیا وولف (نویسنده):

در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن

ای مرگ.

***
متن سنگ قبر شاپور:

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست…

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 توسط حسین
یک ایرانی وارد بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت…

وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره. »»»

کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره.. و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته.»»»

کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.»»»
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.»»»

کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت :” از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم” و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که ۵۰۰۰ دلار از ما وام گرفتید؟»»»


ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین ۲۵۰٫۰۰۰ دلاری رو برای ۲ هفته و فقط با ۱۵٫۸۶ دلار با اطمینان خاطر پارک کنم؟!»»»

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 توسط حسین

http://www.up.98ia.com/images/rlrz8a9uoo8exhympjnf.jpg


پی نوشت: مدل گوشی بنده NOKIA C3-01 می باشد و جر این کلنگی ها نیست .

نگارش در تاريخ سه شنبه دوم اسفند 1390 توسط حسین
می خواهی بروی ؟
بهانه می خواهی ؟
بگذار بهانه را من دستت دهم
برو و هرکس پرسید بگو لجوج بود
همیشه سرسختانه عاشق بود
بگو فریاد می کرد
همه جا فریاد می کرد
فقط مرا می خواهد
بگو دروغ می گفت
می گفت هرگز ناراحتم نکردی
بگو درگیر بود
همیشه درگیر افسون نگاهم بود
بگو او نخواست
نخواست کسی جز من در دلش خانه کند
اینهمه بهانه برات اوردم
حالا اگر می خواهی برو به سلامت...!!!

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 توسط حسین

شب امتحان ریاضی بود،یکساعت از خوابم نگذشته بود که فکر کردم صبح شده و باید برم امتحان ریاضی بدم.

خیلی خونده بودم ولی بدجور استرس وجودم را فرا گرفته بود.شب بسیار بدی برام بود چون هرساعت صدای رعد و برق یا دیدن کابوس امتحان یا ترکیدن ترانز برق بیدارم میکرد.

خلاصه اون شب خیلی سخت،گذشت و به محمد زنگ زدم که بیاد دنبالم و بریم امتحان بدیم.

سرجلسه چند دقیقه دیر رسیدیم و امتحان شروع شده بود ولی نمیدونم چرا کسایی که امتحان میدادن انگشت شمار بودن!

نگو که از نزدیک 130 نفر تقریبا 110 نفر حذف کرده بودن.

از بس سوالات سخت بودن که 2ساعت و 30دقیقه تمام سرجلسه نشستم و همش حل میکردم ولی باز به وقت بیشتری نیاز داشتم.

وقتی از امتحان بلند شدم استاد سیفی رو دیدم بهش گفتم استاد میخواستی انتقام بگیری؟

باور کن ده برابر از دانشجوهایی که با استادای دیگه پاس میکنن ریاضی بلدم.

گفت میدونم سخت بود باید برگت تصحیح کنم.

اخرش نمرم 10.50 و نمره محمد 0.0 شد!!!


نگارش در تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390 توسط حسین
مدتها بود که دوست ابادانیم طارق را ندیده بودم ولی امروز فهمیدم که تیپش به دوره شاهنشاهی برگشته و کار از کار گذشته بود..

در محوطه دانشگاه از او اجازه و عکسی به یادگار گرفتم.

جالب اینجاست که ادعا دارد افرادی مانند او کم نظیرند.


http://dc467.4shared.com/img/tIa59lzW/s3/0.01369295094991585/Photo0161_001.jpg

نگارش در تاريخ پنجشنبه سوم آذر 1390 توسط حسین

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه،گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند!

زمستان تمام شد و کلاغ مرد.

اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:آخی خوب شد مرد،راحت شدیم از این غذای تکراری!

این است واقعیت تلخ روزگار ما..

نگارش در تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1390 توسط حسین
امروز پسری وارد دانشگاه شد و نامزدش رو با یه پسری دید و بدجوری دختره رو کتک زد!
تا اینکه دم در حراست به داد دختره رسیدن و نامزدش با عصبانیت دست دختره رو گرفت و از دانشگاه رفتن بیرون.ظاهرا" ان جوان ازقبل خیانت نامزدش را زیرنظر داشت.
نامزد دختره خوشگل بود و از این تاسف داشت که دوست پسر نامزدش زشت بود.

نگارش در تاريخ شنبه چهاردهم آبان 1390 توسط حسین

استاد سیفی پور یکی از بهترین و سختگیرترین استاد ریاضی دانشگاه ابادان و ماهشهر است،به طوری که اگر 130نفر باایشان ریاضی گرفتند حدالاقل 50%شان میفتند.واگر 2 بگیری 2 میمونه!

اونروز از بس مثال و تمرین های سخت بهمون دادن بچه ها خیلی اعتراض کردن و استاد سیفی پور گفت دورانی که من دانشجو بودم شب و روز ریاضی میخوندم اخرش نمره ام شد 11 !

درهمین حال یکی از بچه ها طبق معمول پرید و گفت استاد،حتما با یه سیفی پور دیگه داشتید!

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 توسط حسین

این روزها هرجا که میرم صحبت نسل جدید از چت کردن و نیمباز و فیس بوک و یاهو و...شده!

فواید این برنامه ها و چت کردن ها:

1)عاشق شدن مجازی

2)گوشه گیری

3)انحراف جنسی

4)هدر دادن وقت مفید

5)کم خوابی و دیر بیدار شدن

6)در بعضی موارد هک شدن وفاش شدن فایلهای شخصی موجود در پی سی یا موبایل

7)ضعیف شدن چشمان

8)خرابی صفحه کلید

9)اعتماد به افراد درحالیکه هرکدومشان حتی با سی نفر میچتند

10)لطمه های روحی

حالا برو چت کن..


http://www.3eke.ir/img/albums/Admin/10002/normal_woman_webcam_3eke_ir.jpg

ابزار رایگان وبلاگ